خورشید بود

و روز بود

وتکه های من بود لای دندان های سگ حادثه

لا بلای عکس های عریان سیاه و سپید

آخ......

لای

خون پاشیده شده روی تن پیاده رو های ...

لای 

خیلی ممنونی که 

وقتی به مهرت کشیدم

گفتی....

و لبخند من فیلم داستانی بلندی 

که نمی توانست "تشکر" را معنی کند


تکه هایم

لای چرخهای ماشین شعبان


لای کراوات لازلو

و چه روزی بود" یکشنبه....."

هوم 

هوم

هوم

تکه هایم لای دندان های سگ حادثه

تکه 

ت که ....ه ا ی م

خورشید بود

و روز بود

وتکه های من بود لای دندان های سگ حادثه

لای جوهر لعنتی این خودکار آبی

لای سکوت...و ما معلوم الحال بودیم....

هوم

تکه هایم

پکی که به سیگار زدی به یاد...

وقتی که کنارت با تمام وجود 

نشسته بودم

لای نا مفهومی کلماتی که

نمی خواستم زاییده شوند

که به دنیا امدنشان

سندی بود بر

سنگینی مسئولیت من

تکه هایم 

لای 

دستانی زخمیست

که با تمام بدبختی

رو به آسمان بود

که شکر گذار بود

تمام بدبختی را!

لای دعا هایت

به نیش می کشیدی

تکه هایم را.

لای

بلند گوی سمساری سیار

و خورشید بود

و روز بود

و تکه های من بود لای دندان های سگ حادثه

استخوان..استخوان است

و سگ...سگ.

لای

کتابهایی که زندگی نبود 

کتاب بود

لای طاقدیس و ناودیس 

این کوه جلوی خانه مان

لای نماز پدر

که وقتی سجاده اش را

رو به پنجره ای که به باغ باز می شد

پهن کردو پرسید قبله کجاست؟!

باورش نمیشد

....

پشت به پنجره باشد

تکه هایم در جویی روان به سمت درخت پیری

که وسط  خیابان بود

و کلافه بود

نه می توانست نباشد

نه می توانست باشد

تکه ها هرچه سخت تر

سگ حریص تر

آخ تکه هایم

آخ تکه هایم

آخ

ت

ک

ه

ه

ا

ی

م

 

+ مهرآسا سلطان رحمتی - ۳:۳۸ ‎ب.ظ - جمعه ٤ دی ۱۳۸۸
 
Designed by http://template.persianblog.ir/