کلید کشیده شده روی دیوار

هر شب مشتام زیر بالشم گره میشن


و دندونام

 از هم انتقام میگیرن


دستام از دندونام می ترسن


 دندونم از بغض گلوم می ترسه


 و من  مثل درد از دیوار دندونم با مشتهای گره کرده


بالا میرم.....


و بغضم رو می برم به کوچه


پرتقال میشم


-پیرمرده که گوشه کوچه نشسته بود


پرتقال می خورد


به یه گوشه خیره شده بود


 اشک میریخت


اشک میریخت


 و پرتقال می خورد......._




چشمام به دیوار کوچه میچسبه


و دنبال کلید کشیده شده روی دیوار می دوم ....


می پیچم از سر کوچه


مشتم رو توی


 دست تو


میبینم



 قی میشم


دندونام با جریان آلودگی جوی میرن


تو رگهام


خون میشن


و


پاشیده میشن

/ 8 نظر / 5 بازدید
یاسین م

قالبت با عین سادگیش دلنشینه [رویا] کمانگیر به یه شطرنج دوستانه دعوتت میکنم [چشمک]

حامد ابراهیم پور

اطاعت امر شد.به روز کردم عزیزم. در باره ی این شعر سر فرصت میایم و نظرم را مینویسم و البته این به آن معنا نیست که الان نخواندم و لذت نبردم.

حامد ابراهیم پور

اطاعت امر شد.به روز کردم عزیزم. در باره ی این شعر سر فرصت میایم و نظرم را مینویسم و البته این به آن معنا نیست که الان نخواندم و لذت نبردم.

داود خان احمدی

زمین را با سرنگ پیرمرد تزریق کردم... مرد... کف صورتی رنگ بالا آورده بود گوشه توالت عمومی

مهتاب

[لبخند][گل]

زئوس

دنیای ما دنیای دیوانه ایست که دیوانگانش خارج از دارالمجانین زندگی می کنند آپ شد اعترافات یک نقاب

دلستر

دنیای ما بزرگه ... پر از شغال و گرگه