غوغا

با یک پلک می شویم 

پژمردگی نگاه هرزه ات را

.

.

غوغایی می شود



بیش از این چه می توانست باشد سنگینی حقارت؟

گاهی  کوچکی تمامیت یک فرد است

که به احترام گذاشته می شود


با یک پلک می شویم

اوراد هزاران ساله را

که دیروز و امروز و فردا

به دار می آویزند مرا

.

.

غوغایی می شود



با یک پلک می شویم

نقل های سینه به سینه را 

که غار غار کنان

پیش رویم پرواز می کنند

پلک می زنم هر بار و 

زنده می شوم با هر نگاه 

و تناسخ بی هیچ قاضی القضاتی

اتفاق می افتد

و

 می شویم

عشقی را که رنگ نمی دهد

به نگاه ترم

.

.

غوغایی می شود

/ 6 نظر / 8 بازدید
حامدابراهیم پور

چه شعر قشنگی...چه قالب قشنگی اصلاح میشود : چه شعر تلخی ...چه قالب شیرینی... چشم مایی رفیق.بعضی وقتها شدیدا غصه میخورم چرا ما نمیتوانیم هروقت دلمان خواست همدیگر را ببینیم.

منصور ویروس

سلام خوبی[سوال] این شعر با شعر های قبلی یکم تفاوت داشت[چشمک]

سارا آرامش

سلام بر آرش خان بزرگ. طایفه را برای آمدنت وعدهخ داده بودیم... مسرت بخش بود قدومتان.

حامدابراهیم پور

اینجای شعر محشراست: پلک میزنم هربار و تناسخ بی هیچ قاضی القضاتی اتفاق میافتد... دلم برایت تنگ شده بود....

غزلبانو

شعر زیبایی است به خصوص آنجا که می گوید : با یک پلک می شویم نقل های سینه به سینه را که غار غار کنان پیش رویم پرواز می کنند شاد باشید

منصور ویروس

سلام آرش خوبی؟[چشمک] آقا این ارتنگ یعنی چی؟[سوال] صدتا اسم عوض کردی کشتی منو[عصبانی]