دیوار های آکوستیک

دستشان به تو نمیرسد

آرزو هایت را

با خود به خیابان میبری

میپریشان از پنجره اتاقی که دیوار هایش آکوستیک است

طبقه سوم

کف پیاده رو!!

از جنازه ات می گذری

دستشان به آرزوهایت نمیرسد

این بار از تو رد شده اند گلوله ها

 

پیاده رو رنگ می خواست

و آرزو های تو بال داشت

طبقه سوم بودی

چند بار پریدی؟

 

لاستیکهای خون آلود از این شعر گذشتند.....

نذرشان قبول باشد!

 

 

 

/ 6 نظر / 6 بازدید
دروغهای مقدس

لاستیک های خون آلود ازین شعر گذشتند.... عاشق اینجای شعر شدم.

دلستر

و آن شب انقدر خورد....انقدر خورد تا همه آرزوهایش را بالا آورد. حالا دیگر بدون موتور در تهران قدم می زند ! نذرشان قبول باشد .

منصور ویروس

سلام شرمنده این دیوارهای آکوستیک چه نوع دیواریه؟ من تا حالا اسمش رو نشنیدم[چشمک] راستی این آدرس جدیدمه اگه خواستی لنکی کن و بهم سر بزن[چشمک]

منصور ویروس

سلام منظور از لنکی همان لینکم کن می باشد[قهقهه][نیشخند][چشمک]

حامد ابراهیم پور

اگر نمیدیدی هم چیز جالبی را از دست نداده بودی رفیق. نظر دلستر مرا برد به رضا موتوری یک شعر خوب را میشود از هزار زاویه نگاه کرد.شعر خوبی سروده ای .

میثم

زندگی زیباست؛ اگر روح آزاد عشق و محبت اسیر زندان فراموشی دل نگردد و خزان یأس گلبوته های امید بهار جان را در وسعت انتظار زرد خویش، مدفون نسازد زندگی زیباست. اگر عقده های زخمی بزرگ، طپش زیستن را از قلب کوچک کبوترها نرباید و در ذهن شلوغ بیشه زار اندیشه، مرگ نیلوفرهای وحشی نروید زندگی زیباست. اگر لب خوفناک تیرها، خون بیدهای مجنون را در جام سبز لیلای چمن نریزد و دست بی خبر طوفان، گل خواب را در صدف آبی باغ پرپر نکند زندگی زیباست. اگر کنار جویباران نیم خفته، غزالهای خسته دشت از آغوش وهم و هراس بگریزند و در بال رویاهای شیرین به آن سوی حصارهای شب سفر کنند زندگی زیباست. اگر خرمن هستی جنگل در خشم آتشین تندر نسوزد و خاکستر سیاه مرگ تن پوش درختان بی پناه و محزون نگردد زندگی زیباست. اگر پری مهربان قصه ها از بستر خاطره ها برخیزد و در معصومیت و صداقت ناب کودکان همواره زنده بماند زندگی زیباست. اگر هوای نگاه تو از آه سینه سوز خاکهای افسرده بارانی شود و مسیح دستانت در کالبد دستهای مرده بذر حیات و رویش بپاشد زندگی زیباست. اگر من و تو در کشتزار قلبمان گلی بکاریم که هیچ کس را یارای چیدن آن نباشد و هیچ اشکی جز اشک شبانه عشق